عبد المحمد آيتى
253
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
نمايند و فرمانى ديگر صدور يافت مبنى بر اينكه همهء ياساهائى كه برادر بزرگ ما نهاده است از هرگونه تحريف مصون باشد . قتلغشاه را امير الامرائى داد و در مكتوبات با آل نام او مقدّم داشت و پولاد و حسين و سوينج و ايسن قتلغ نوئين را زير فرمان او قرار داد . مخدوم اعظم صاحب صاحبقران رشيد الدنيا و الدين را [ 471 ] صدارت و خواجه سعد الدين محمد ساوجى را وزارت و صاحبديوانى داد و مكنت و مكانت او از آنچه بود برتر شد و به هر يك از اميران منصبى داد و املاك اينجو را در عهدهء حسين بيك نمود و چون نيمهء سال بود و عزل و نصب حكام اطراف موجب تقليل اموال مىشد فرمان شد تا اميران و شحنگان و ملوك به همان قاعده باشند . آنگاه دست به بخشش گشود و چون به اهل بيت پيامبر ارادت مىورزيد فرمود تا بر سكهها شهادتين بنويسند و اسامى دوازده امام بر گرد شكلى مخمس اضلاع مرقوم گردانند . [ 472 ] اوقاف ممالك را به قتلغقيا و بهاء الدين يعقوب سپرد و حجت گرفت كه بر موجب شروط و اقفان حقوق آن به مصرف رسانند و عشر و فرع كه به خلاف شرع واليان و متصرفان از قديم خود تصرف مىكردهاند رفع كنند . پس فرستادگان سلطان مصر ، حسام الدين مجيرى و قاضى ابن سكرى را بنواخت و همراه رسولى نزد پادشاه ميردين ( - ماردين ) فرستاد به شرط آنكه از مصر ، ايرنجين برادر سوينج نوئين و ديگر اميران را كه در آنجا ماندهاند آزاد سازند و نويد داد كه از اين پس ميان آنان كار به جنگ نخواهد كشيد و تجار در نهايت امن و فراغت آمد و شد خواهند كرد . و چون دريافت كه وظيفهها و ادرارات مستحقاق پرداخت نشده ، فرمود تا در هر ملكى در ازاء آن غله به قيمت وقت دهند . وقتى از اين گونه كارها فراغتى يافت و زمستان مىرسيد به جانب آلاداغ رفت و زمستان را در آنجا به شكار مرغان آبى پرداخت [ 474 ] و چون بهار فرا رسيد [ 475 ] از راه ارّان به پايتخت خود شهر اسلام اوجان عزيمت فرمود . در اين احوال فرستادگان قاآن و ساير شاهزادگان كه شرح آن گذشت ، برسيدند سلطان محمد الجايتو به پاس ورود آنان ضيافتى عظمى برپا ساخت [ 476 ] و رسولان را بنواخت و مورد الطاف خاص خود قرار داد . پس به يمن جلوس او ميان خاندان چنگيز اتحادى استوار بوجود آمد و از مصر تا آمويه و از كرمان و سرحد سيستان تا باكويه و از آنجا تا آب اتيل و قفچاق و آلان و آس و روس و سقسين و بلغار و از طرف ماوراء النهر و بيشباليق تا قياليق و خانباليغ و بلاد ختاى و از جانب كشم و بدخشان و طايقان و طالقان و حصار شبان و سيستان و غور و غرچه تا دهلى و از خطهء خوارزم تا چند و